مقاله پژوهشی
عابدین درویشی پور
چکیده
علم کلام از ارکان اساسی اندیشه دینی است و نقش مهمی در تاسیس بنیادهای فکری جامعه مسلمان داشته است. در عصر صفوی، فرصت مناسبی فراهم شد تا متکلمان شیعی به بازاندیشی در آراء پیشینیان پرداخته و کلام شیعه مسیر تحول از رویکرد نقلی به رویکرد فلسفی-حکمی را طی کند. این پژوهش با تمرکز بر منابع دوره صفوی، عوامل سیاسی، اجتماعی و معرفتی مؤثر ...
بیشتر
علم کلام از ارکان اساسی اندیشه دینی است و نقش مهمی در تاسیس بنیادهای فکری جامعه مسلمان داشته است. در عصر صفوی، فرصت مناسبی فراهم شد تا متکلمان شیعی به بازاندیشی در آراء پیشینیان پرداخته و کلام شیعه مسیر تحول از رویکرد نقلی به رویکرد فلسفی-حکمی را طی کند. این پژوهش با تمرکز بر منابع دوره صفوی، عوامل سیاسی، اجتماعی و معرفتی مؤثر بر گرایش کلام شیعه به شیوههای حکمتگرایانه را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد رسمیت یافتن تشیّع توسط دولت صفوی، رقابت با عثمانیان سنی، نیاز به نظام عقیدتی مستدل و ظهور نوابغی مانند ملاصدرا، زمینهساز تلفیق کلام امامیه با حکمت متعالیه شد. این تحول، نه تنها پاسخگوی نیازهای سیاسی و اجتماعی عصر صفوی بود، بلکه غنای معرفتی کلام شیعه را نیز افزایش داد و تأثیری ماندگار بر اندیشه شیعی برجای گذاشت.در این پژوهش، «حکمت» بهمثابهی نظام فلسفی حکمت متعالیه» وحکمتگرایی» بهمنزلهی کاربست روشمندِ ابزارها و مفاهیم این حکمت در حیطهٔ کلام شیعه بررسی شده است. هدف اصلی، واکاوی زمینههای تاریخی و معرفتی این تحول روششناختی در عصر صفوی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که رسمیت یافتن تشیع توسط صفویان، رقابت با عثمانیان سنی، نیاز به نظام عقیدتی مستدل و ظهور شخصیتهایی مانند ملاصدرا، زمینهساز راهیابی شیوههای حکمتگرایانه به کلام امامیه شد. این گرایش، محصول تعامل پیچیده عوامل سیاسی، اجتماعی و معرفتی بوده و تأثیری ماندگار بر غنای فکری کلام شیعی گذاشته است. هدف اصلی پژوهش تحلیل عوامل زمینههایی است که موجب راهیابی و نفوذ شیوههای حکمتگرایانه در کلام شیعه در عصر صفوی شده است.
مقاله پژوهشی
مریم السادات هاشمی
چکیده
ادعای برگزیدگی قوم یهود و پیامد الهیاتی آن، یعنی «نجات انحصاری»، یکی از بنیادیترین مدعاهای سنت یهودی است که در طول تاریخ دینی و هویتی این قوم نقش محوری داشته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ استنادی، به ارزیابی کلامی پارادایم نجات انحصاری میپردازد و نشان میدهد که در منطق قرآن و کلام امامیه، نه برگزیدگی یک امتیاز تباری ...
بیشتر
ادعای برگزیدگی قوم یهود و پیامد الهیاتی آن، یعنی «نجات انحصاری»، یکی از بنیادیترین مدعاهای سنت یهودی است که در طول تاریخ دینی و هویتی این قوم نقش محوری داشته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ استنادی، به ارزیابی کلامی پارادایم نجات انحصاری میپردازد و نشان میدهد که در منطق قرآن و کلام امامیه، نه برگزیدگی یک امتیاز تباری پایدار تلقی میشود و نه نجات، امری وابسته به انتساب قومی است. تحلیل آیات و گزارشهای کلامی امامیه آشکار میسازد که برگزیدگی در نگاه اسلامی تنها در چارچوب «پیمان» و «مسئولیت» معنا دارد و از هرگونه تفسیر ذاتی، برتریجویانه یا قوممحور تهی است. از این رو، نظریه نجات انحصاری که بر استمرار انتخاب تباری و امتیاز الهی مبتنی است با اصول بنیادین عدالت الهی، حکمت، جهانشمولی هدایت و سنت امتحان ناسازگار مینماید. یافتههای تحقیق نشان میدهد که نظام هدایت اسلامی، نجات را فرایندی اخلاقمحور، مشروط و عام میداند و هرگونه انحصار نجات برای یک قوم خاص را فاقد پشتوانه الهیاتی معتبر میشمارد. بر این اساس، ادعای برگزیدگی ذاتی قوم یهود، نه تنها از منظر قرآن و کلام امامیه قابل دفاع نیست، بلکه در تحلیل نهایی با ساختار عقلانی و غایتمند هدایت الهی نیز تعارض بنیادین دارد داد دارد دارد دارد.
مقاله پژوهشی
هادی رزاقی هریکنده ئی
چکیده
یکی از پژوهشگرانی که به بررسی تاریخ اندیشۀ شـیعه پرداختـه، سیدحـسین مدرسـی طباطبایی، نویسنده مکتب در فرایند تکامل است نویسنده کتاب بر اساس محیط و فضای فکری خاص خود و تحت تأثیر مبانی و روشهای تاریخنگاری مدرن شروع به بازنویسی تاریخ شیعی نموده است که در این تاریخ کمتر حضور امور قدسی و شخصیت های فرابشری دیده میشود؛ بدین صورت که با ...
بیشتر
یکی از پژوهشگرانی که به بررسی تاریخ اندیشۀ شـیعه پرداختـه، سیدحـسین مدرسـی طباطبایی، نویسنده مکتب در فرایند تکامل است نویسنده کتاب بر اساس محیط و فضای فکری خاص خود و تحت تأثیر مبانی و روشهای تاریخنگاری مدرن شروع به بازنویسی تاریخ شیعی نموده است که در این تاریخ کمتر حضور امور قدسی و شخصیت های فرابشری دیده میشود؛ بدین صورت که با آوردن منابع دست چندم و انتخاب گزینشی منابع تاریخی و با حذف پیشانگارههای ثابت شده در علم کلام در بحث علم فراگیر امام، عصمت امام و حجت بودن امام بر زمین و ... و نادیده گرفتن بسیاری از منابع تاریخی مقابل، سعی در ترسیم چهره معمولی از امام نموده است؛ و به خواننده چنین القاء میکند که بسیاری از اعتقادات ما نسبت به صفات فرابشری امامان در طول تاریخ بر اثر عوامل مختلفی همچون در قدرت قرارگرفتن شیعه و یا نقش غلات و...شکل گرفته است. مهمترین نقد روششناسی به مؤلف کتاب این است که چگونه و چرا ایشان بر اساس روش تاریخنگاری مدرن گام برداشتهاند در حالی که تاریخنگاری غربی جایی برای امور قدسی و شخصیت های الهی در تاریخ باز نمیکند؛ لذا این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی با استقصای متن انجام شده؛ بر آن است تا با ادلّه عقلی و نقلی بیان نماید، روشی که نویسنده به آن معتقد و پایههای نظریهاش را برآن بنا کرده؛ مخدوش بوده و اینگونه تاریخنویسی فاصله و شکاف عمیقی با مبانی نظری اسلام شیعی دارد.
مقاله پژوهشی
محمد مهدوی؛ سیدحسین علیانسب؛ محمد عظیمی
چکیده
این پژوهش با هدف تبیین و دستهبندی شیوههای هدایتی و اصلاحی پیامبران در مواجهه با خطاهای نزدیکان، با رویکردی تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر قرآن، روایات و گزارشهای تاریخی انجام شده است. مسئله مرکزی تحقیق آن است که پیامبران الهی چگونه میان عواطف خانوادگی و رسالت الهی جمع کرده و در برابر خطای خویشاوندان، از چه اصول و روشهایی بهره بردهاند. ...
بیشتر
این پژوهش با هدف تبیین و دستهبندی شیوههای هدایتی و اصلاحی پیامبران در مواجهه با خطاهای نزدیکان، با رویکردی تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر قرآن، روایات و گزارشهای تاریخی انجام شده است. مسئله مرکزی تحقیق آن است که پیامبران الهی چگونه میان عواطف خانوادگی و رسالت الهی جمع کرده و در برابر خطای خویشاوندان، از چه اصول و روشهایی بهره بردهاند. یافتهها نشان میدهد که الگوی تربیتی پیامبران بر دو طیف «روشهای مستقیم» و «روشهای غیرمستقیم» استوار است. روشهای مستقیم شامل انذار، تبشیر، محبت، صبر، استدلال، دعا و تحدّی است که با خطاب صریح و بیواسطه همراه است. در مقابل، روشهای غیرمستقیم همچون قصهگویی، تمثیل، موعظه و حکمت، بدون مواجهه رو در رو و با تکیه بر بیدارسازی تدریجی وجدان اخلاقی مخاطب اعمال شدهاند. در حوزه اصلاح، دو مؤلفه اساسی یعنی «فضاسازی برای پذیرش خطا» و «ارائه راههای جبران و توبه» نقش محوری در بازگرداندن فرد خطاکار به مسیر صحیح داشته است. بررسی نمونههایی از رفتار پیامبران - از نوح و ابراهیم تا یعقوب، یوسف، موسی و پیامبر اسلام - نشان میدهد که انتخاب نوع روش کاملاً تابع شرایط زمان، ویژگی خطا، شخصیت مخاطب و مصالح رسالت بوده است. نتیجه پژوهش آن است که سیره انبیاء واجد الگویی نظاممند و چندلایه برای مدیریت خطا، تربیت اخلاقی و اصلاح روابط انسانی است و میتواند در نظامهای تربیتی، خانوادگی و مدیریتی معاصر بهعنوان یک الگوی کاربردی مورد بهرهگیری قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
مریم شاه علی؛ نسرین انصاریان
چکیده
امامت از اصول اعتقادی شیعه است که با ادله عقلی و نقلی به اثبات میرسد.هاینس هالم مستشرق آلمانی، در کتاب «تشیع»، دیدگاههای شیعه را مورد مطالعه قرار داده است، یکی از مباحثی که وی به آن پرداخته بحث امامت است، با توجه به اینکه تلاشهای پژوهشی مستشرقان در عصر حاضر مورد مطالعه و استناد برخی از پژوهندگان علوم اسلامی قرار میگیرد، ...
بیشتر
امامت از اصول اعتقادی شیعه است که با ادله عقلی و نقلی به اثبات میرسد.هاینس هالم مستشرق آلمانی، در کتاب «تشیع»، دیدگاههای شیعه را مورد مطالعه قرار داده است، یکی از مباحثی که وی به آن پرداخته بحث امامت است، با توجه به اینکه تلاشهای پژوهشی مستشرقان در عصر حاضر مورد مطالعه و استناد برخی از پژوهندگان علوم اسلامی قرار میگیرد، پرداختن به دیدگاههای هالم در زمینه امامت و نقد تحلیلی آن دیدگاهها به جهت مطلع کردن قشر پژوهشگر از مبانی فکری امامیه، اهمیت دارد، از اینرو سؤال اصلی نوشته حاضر این است: «نقد تحلیلی دیدگاه هاینس هالم در باره امامت در کتاب «تشیع» چیست؟»، حاصل پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانهای و پردازش مطالب به صورت توصیفی- انتقادی صورت گرفت این شد: هاینس هالم در کتاب «تشیع» در مورد امامت عامه قائل است به: تقلیل امامت به یک پدیده سیاسی- اجتماعی، تقلیل اغراض امامت به چهرههای مقاومت در برابر حکومتهای وقت و کاستن ویژگیهای امام به صرف رهبری سیاسی. وی در باب امامت خاصه نیز بر این باور است: نادیده گرفتن انتصاب الهی امامت و عدم معرفی امام و تدریجی بودن اعتقاد به امامان دوازدهگانه. همه دیدگاههای ایشان در باب امامت عامه و خاصه با دلایل عقلی، نقلی و تاریخی قابل نقد تحلیلی هستند.
مقاله پژوهشی
محمدحسن قدردان قراملکی؛ سیدمحمد صالحی
چکیده
در میان مسائل بنیادین معادشناسی اسلامی، نسبت میان عمل انسان و جزای او از پیچیدهترین مباحث فلسفی است. نظریه «عینیت جزا و عمل» با تأکید بر تکوین رابطهای وجودی میان نفس و افعال، تلاشی است برای تبیین ثواب و عقاب در پرتو «اتحاد نفس و فعل». این نظریه در عین اتکای به نصوص قرآنی و روایی، در مقام تحلیل عقلی با چالشهایی همچون تمایز ...
بیشتر
در میان مسائل بنیادین معادشناسی اسلامی، نسبت میان عمل انسان و جزای او از پیچیدهترین مباحث فلسفی است. نظریه «عینیت جزا و عمل» با تأکید بر تکوین رابطهای وجودی میان نفس و افعال، تلاشی است برای تبیین ثواب و عقاب در پرتو «اتحاد نفس و فعل». این نظریه در عین اتکای به نصوص قرآنی و روایی، در مقام تحلیل عقلی با چالشهایی همچون تمایز تفسیر «عینیت از راه اتحاد» و «عینیت از راه تجسم صور ملکوتی» مواجه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر بنیاد مبانی حکمت متعالیه صدرایی مانند حرکت جوهری و اتحاد فاعل و فعل، در پی تبیین فلسفی این رابطه در نظام معادشناسی اسلامی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عینیت جزا و عمل تنها در پرتو مبانی صدرایی قابل تفسیر وجودی است؛ زیرا براساس حرکت جوهری، نفس در مسیر تکامل با افعال خود متحد میشود و آنها را به نحو ملکات در خود میپرورد. بر همین مبنا، جزای اخروی ظهور و فعلیتیافتگی همان ملکات در مرتبه برزخی و قیامتی نفس است، نه پاداش یا کیفری بیرونی و قراردادی. تحلیل تطبیقی آیات، روایات و براهین عقلی نشان میدهد که معاد در نگرش صدرایی بازگشت به خویشتن و ظهور تامّ حقیقت انسان است؛ جایی که بهشت و دوزخ دو نحوهی انکشاف نفساند. ازاینرو، نظریه عینیت جزا و عمل تبیینی از وحدت اخلاق، انسان و معاد در نظام فلسفی اسلام به دست میدهد و نسبت عقل و نقل را در تفسیر پاداش و عقاب هماهنگ میسازد.
مقاله پژوهشی
علیرضا رجبی؛ محمد جعفری
چکیده
یکی از مسائل مطرح در حوزة انسانشناسی، کیفیت و نحوة وجود نفس است. اندیشمندان اسلامی در این رابطه دو دستهاند: برخی از آنها تجرد نفس را برگزیده و از آن دفاع کردهاند. برخی هم جسمانی بودن نفس را انتخاب کرده و نهایت تلاش خود برای دفاع از این نظریه را مبذول داشتهاند. دستهای از متکلمین، اخباریها و اصحاب تفکیک دیدگاه دوم را پذیرفته ...
بیشتر
یکی از مسائل مطرح در حوزة انسانشناسی، کیفیت و نحوة وجود نفس است. اندیشمندان اسلامی در این رابطه دو دستهاند: برخی از آنها تجرد نفس را برگزیده و از آن دفاع کردهاند. برخی هم جسمانی بودن نفس را انتخاب کرده و نهایت تلاش خود برای دفاع از این نظریه را مبذول داشتهاند. دستهای از متکلمین، اخباریها و اصحاب تفکیک دیدگاه دوم را پذیرفته که برای اثبات این دیدگاه نیز ادلهای اقامه کردهاند. از جمله قائلین به این نظریه محمدامین استرآبادی و سید نعمتالله جزائری در دو نسل از اخباریها بوده که دلایلی نیز بر این نظریه آوردهاند. نوشتار حاضر با روش تحلیلی- انتقادی در صدد است به ادلة این دو شخصیت بر جسمانیت نفس و نقد و بررسی این ادله بپردازد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که دلایل این دو شخصیت صرفاً دلایل نقلی بوده که با استفاده از روایات معصومین (ع) به اثبات جسمانیت نفس پرداختهاند. در صورت پذیرش چنین نظریهای، اعتقاد به معاد که متوقف بر جاودانگی انسان میباشد، با چالش جدی مواجه شده که چنین اتفاقی منجر به زیر سؤال رفتن عدالت و حکمت خدا میشود. تناقضگویی و مخالفت با ادلة عقلی و نقلی نیز از دیگر اشکالات این نظریه است. . . . .
مقاله پژوهشی
ابوذر پاک نهاد؛ عبداله صلواتی
چکیده
چکیدهمطابق آیات و روایات، ارتکاب برخی از گناهان از سوی آدمی خلود در جهنم را در پی خواهد داشت. شیخ طوسی و ملاصدرا از متفکران برجستهی امامیه، جهت گیریهای بعضاً متفاوتی در این زمینه داشتهاند. از آنجایی که اختلاف در برداشت از تفسیر واژه ها می تواند نتایج متفاوتی را در فهم ایجاد نماید نویسندگان با روش تحلیل محتوا سعی در تببین این موضوع ...
بیشتر
چکیدهمطابق آیات و روایات، ارتکاب برخی از گناهان از سوی آدمی خلود در جهنم را در پی خواهد داشت. شیخ طوسی و ملاصدرا از متفکران برجستهی امامیه، جهت گیریهای بعضاً متفاوتی در این زمینه داشتهاند. از آنجایی که اختلاف در برداشت از تفسیر واژه ها می تواند نتایج متفاوتی را در فهم ایجاد نماید نویسندگان با روش تحلیل محتوا سعی در تببین این موضوع دارند. مراد از خلود در مقاله حاضر، خلود در جهنم است. پرسش پایهی جستار حاضر این است: شیخ طوسی و ملاصدرا چه تفسیر و تبیینی از نظریهی خلود در جهنم عرضه میکنند؟ برخی از یافته های تحقیق حاضر عبارت اند از: 1: شیخ طوسی خلود در جهنم را تنها از آن شخص کافر دانسته و با استمداد از عدم لزوم وفای به وعید الهی و همچنین با وجود ایمان، مرتکب کبائر اهل صلاة را مخلد ندانسته است. در مقابل، ملاصدرا، نخست به تأسی از ابن عربی به عدم خلود مؤمن و کافر در عذاب حکم رانده و استدلال اقامه کرده است، اما همو در کتاب عرشیه، از رأی پیشین برگشته و قائل به خلود برخی از انسانها در جهنم شده است. 2: در این تحقیق، معانی گوناگون در مسألهی خلود طراحی شد و بر اساس آن به این نتیجه دست یافتیم: شیخ طوسی و ملاصدرای دوم (= ملاصدرای مؤلف عرشیه) به ابدیتِ مقارنِ عذابِ کافر باور دارند. 3. سخن ملاصدرا در عرشیه با سه اثر دیگر، به تفاوت در اعتبار یا پذیرش دو رأی متناقض برنمیگردد، بلکه به معنای دقیق کلمه اعراض از دیدگاه قبلی و پذیرش گزارهی 2-4 (=کافر در جهنم ابدی و معذب است) است.
مقاله پژوهشی
مهدی غفرانی؛ عباس یزدانی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی دقیق و نظاممند نسبت میان نظریه تکامل و مفهوم اشرفیت انسان، به تحلیل معناشناختی و تبیین ارکان تحقق اشرفیت پرداخته و تأثیر اصول محوری نظریه تکامل (نیای مشترک، اکتساب تدریجی تواناییها، تغییرپذیری گونهها، فروپاشی مرزهای انسان-حیوان، انسان به مثابه محصول طبیعت) را بر دیدگاههای مختلف برتری انسان بر سایر گونهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی دقیق و نظاممند نسبت میان نظریه تکامل و مفهوم اشرفیت انسان، به تحلیل معناشناختی و تبیین ارکان تحقق اشرفیت پرداخته و تأثیر اصول محوری نظریه تکامل (نیای مشترک، اکتساب تدریجی تواناییها، تغییرپذیری گونهها، فروپاشی مرزهای انسان-حیوان، انسان به مثابه محصول طبیعت) را بر دیدگاههای مختلف برتری انسان بر سایر گونهها ارزیابی میکند. این مقاله استدلال میکند که در حالی که برخی تلقیهای سنتی از اشرفیت با یافتههای تکاملی به چالش کشیده میشوند، امکان صورتهای سازگار اشرفیت در سه حوزه اشرفیت در طبیعت (برتری نسبی در تواناییهای طبیعی)، اشرفیت در ورای طبیعت (مبتنی بر امور متافیزیکی یا دینی) و اشرفیت اختیاری (برتری اکتسابی اختیاری با استفاده از تواناییها) همچنان قابل بررسی و پذیرش است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی است که با تحلیل مفاهیم، گزارهها و استدلالهای اقامه شده در نظریات مختلف در پی کشف نسبت فرگشت و برتری انسان خواهد بود. این مطالعه ضمن رد هرگونه سوءاستفاده از مفهوم اشرفیت برای توجیه استثمار طبیعت، بر اهمیت درک جایگاه انسان در نظام پیچیده حیات درسایه توجه به هر دو دیدگاه تکاملی و ابعاد چندگانه مفهوم اشرفیت تأکید میورزد.
مقاله پژوهشی
علی اکبر اسدی؛ عبدالعلی شکر
چکیده
مسئله شر به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در فلسفه دین و کلام، همواره محکی جدی برای سنجش سازگاری و انسجام درونی نظامهای الهیاتی، بهویژه در تبیین رابطه میان صفات مطلق خداوند(چه بسا اصل وجود خداوند) و واقعیتهای دردناک جهان، بوده است. این مقاله با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تطبیقی، به واکاوی دقیق پاسخهای ...
بیشتر
مسئله شر به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در فلسفه دین و کلام، همواره محکی جدی برای سنجش سازگاری و انسجام درونی نظامهای الهیاتی، بهویژه در تبیین رابطه میان صفات مطلق خداوند(چه بسا اصل وجود خداوند) و واقعیتهای دردناک جهان، بوده است. این مقاله با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تطبیقی، به واکاوی دقیق پاسخهای دو اندیشمند برجسته از دو سنت فکری متفاوت، یعنی آگوستین قدیس در الهیات مسیحی غرب و علامه حلی در کلام امامیه میپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که نقطه اشتراک بنیادین این دو متفکر در ساحت هستیشناسی است؛ جایی که هر دو، ماهیت شر را امری «عدمی» و فقدانی دانسته و از انتساب وجود جوهری به شر پرهیز میکنند. با این حال، در تبیین چگونگی ورود شرور به عالم و راهحلهای ارائه شده، اختلافات عمیقی مشهود است. آگوستین با تفکیک شرور به طبیعی و اخلاقی، تمام مسئولیت شرور را بر دوش «اراده آزاد» انسان و سوءاستفاده از آن (گناه اولیه) میگذارد تا ساحت قدسی خداوند را کاملاً مبرا سازد. در مقابل، علامه حلی با رویکردی متفاوت و با پذیرش امکان صدور برخی شرور (مانند آلام ابتدایی) از جانب خداوند، بر اساس قاعده لطف و حکمت، نظریه کلامی «اعواض» و «انتصاف» را مطرح میکند. او استدلال میکند که رنجهای وارده اگر مقدمه خیری بزرگتر باشند یا بهصورت عادلانه جبران شوند، منافاتی با عدل الهی ندارند. این تحقیق میکوشد ضمن پر کردن خلأ پژوهشی موجود در مطالعات تطبیقی، تحلیلی نو از ظرفیتهای کلام شیعی در پاسخگویی به مسائل جدید فلسفه دین ارائه میکند.