مقاله پژوهشی
علی مرادی؛ سحر کاوندی؛ محسن جاهد
چکیده
رستگاری و سعادت انسان از جملة مهمترین موضوعاتی است که فیلسوفان اسلامی به آن پرداختهاند. ملاصدرا نیز به عنوان فیلسوفی که در بستر سنّت دینی و عقلانیِ شیعیِ بالیده است، در نظامِ الهیاتی و فلسفی که در کتاب الاسفار الاربعه طراحی میکند به دنبال چگونگیِ تحقق رستگاری انسان است. با توجه به بررسیهای انجام شده شاهد آن هستیم که ملاصدرا ...
بیشتر
رستگاری و سعادت انسان از جملة مهمترین موضوعاتی است که فیلسوفان اسلامی به آن پرداختهاند. ملاصدرا نیز به عنوان فیلسوفی که در بستر سنّت دینی و عقلانیِ شیعیِ بالیده است، در نظامِ الهیاتی و فلسفی که در کتاب الاسفار الاربعه طراحی میکند به دنبال چگونگیِ تحقق رستگاری انسان است. با توجه به بررسیهای انجام شده شاهد آن هستیم که ملاصدرا رستگاری انسان را در گروِ دو مؤلفه میداند که عبارتند از: فرشتگان و نبی اسلام. این رویکرد ملاصدرا این نتیجه را به دنبال دارد که فرشتگان باتوجه به جایگاه هستیشناختی و معرفتشناختی که دارند در دو ساحت علمی و عملی، دو بال اصلیِ رستگاری انسان را مهیا میکنند و هویتّ انسانِ رستگار را تَشخُّص میبخشند و انسان را به موجودی فرشتهوارْ مبدّل میسازند. در عین حال، در عرصه بال عملیْ با دو عنصرانتقال وحی و نیز یاریرسانی کلی به انسان مواجهیم که نقش نبی اسلام در عرصه وحی بسیار مشهود و اثرگذار است. به زعم ملاصدرا فرشتگان هویت سازی انسان را بر عهده دارند و رستگاری عبارت از تحققِ کمال علمی و عملی مؤمن است که در اتصال و اتحاد با عقل فعال و عمل به شریعت حاصل میشود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی و بر مبنای آثار ملاصدرا به بررسی این مسأله میپردازیم که نقش فرشتگان در رستگاری انسان در اندیشه ملاصدرا چیست و چگونه حاصل میشود.
مقاله پژوهشی
مجتبی مرادی مکی؛ صفدر رجب زاده؛ مهدی فرمانیان
چکیده
مناظـره یکـی از روشهای مرسوم در دفاع از آموزههای دینی است که درآیات و روایات بر آن تأکید شده است؛ اما بااینوجود برخی از نو اندیشان دینی؛ همچون مدرسی طباطبایی با انتخاب گزینشی برخی روایات، بر این باورند که مناظره در طی قرون نخست از جایگاه رفیعی برخوردار نبوده است و غالب اندیشمندان امامیه در قرون نخست از مناظره کردن گریزان بودهاند ...
بیشتر
مناظـره یکـی از روشهای مرسوم در دفاع از آموزههای دینی است که درآیات و روایات بر آن تأکید شده است؛ اما بااینوجود برخی از نو اندیشان دینی؛ همچون مدرسی طباطبایی با انتخاب گزینشی برخی روایات، بر این باورند که مناظره در طی قرون نخست از جایگاه رفیعی برخوردار نبوده است و غالب اندیشمندان امامیه در قرون نخست از مناظره کردن گریزان بودهاند و بیشتر به نقل احادیث اهلبیت علیهمالسلام اهتمام داشتهاند. در تحقیق حاضر، سـعی شده است دیدگاه بازتاب یافتۀ مدرسی طباطبایی در مورد جایگاه مناظره در کتاب «مکتب در فرآیند تکامل» با تکیهبر آیات و روایات و بـا روش توصیفی تحلیلـی و رویکرد انتقادی موردبررسی و ارزیابی قرار گیرد. نتایـج حاصـل از ایـن تحقیق نشـان میدهد دلایل مدرسی طباطبایی مبنی بر عدم برخورداری مناظره از جایگاه رفیع در قرون نخست، به جهاتی مختلفی همچون مخالفت با آموزه های قرانی و حدیثی و عدم اطلاق روایات منع، قابلپذیرش نبوده بلکه دلایل متقنی بر جایگاه رفیع مناظره در قرون نخست وجود دارد که نشاندهندۀ این است که مناظره یکی از شیوههای موردقبول اهلبیت علیهمالسلام بوده است و روایات منع از مناظره را باید بر وجوه خاصی حمل نمود. بدیهـی اسـت، نتیجه این تحقیق میتواند در تبلیغ و اشاعه فرهنگ گفتگو مناظره با مخالفین در عصر حاضر، نقش مهم و راهبـردی داشـته باشـد.
مقاله پژوهشی
روح اله آدینه؛ زهرا اصلی بیگی
چکیده
آقا علی مدرس طهرانی یکی از پنج چهره شاخص حکمت متعالیه است . وی از لحاظ علمی کم نظیر و صاحب ابتکارات و نوآوری هایی بوده. پرسش اصلی در این پژوهش این است که ابداعات فلسفی و کلامی ایشان کدام است؟ از آقا علی آثار مشهور و مهمی به جا مانده که مهم ترین اثر وی بدایع الحکم است. این کتاب بعد از اسفار مهم ترین کتاب در حکمت متعالیه می باشد .ملاعلی در ...
بیشتر
آقا علی مدرس طهرانی یکی از پنج چهره شاخص حکمت متعالیه است . وی از لحاظ علمی کم نظیر و صاحب ابتکارات و نوآوری هایی بوده. پرسش اصلی در این پژوهش این است که ابداعات فلسفی و کلامی ایشان کدام است؟ از آقا علی آثار مشهور و مهمی به جا مانده که مهم ترین اثر وی بدایع الحکم است. این کتاب بعد از اسفار مهم ترین کتاب در حکمت متعالیه می باشد .ملاعلی در فلسفه ابتکارات و امتیازات مهمی داشت.از جمله نوآوری های ایشان می توان به معاد جسمانی،اعتبارات ماهیت،وجود رابط،اصالت وجود،تشکیک وجود،بساطت وجود،حرکت جوهری،حرکت روح در آخرت و اتحاد قوس صعودی و قوس نزولی؛ اشاره کرد .ملاعلی در رساله سبیل الرشاد به اثبات معاد جسمانی پرداخته و از طریق برهان عقلی مسئله معاد جسمانی رااثبات کرده است.همچنین در باب وجود ملاعلی در رساله وجود رابط به دفاع از اصالت وجود پرداخته و اصالت ماهیت را طرد کرده اند.وی همین رساله در باب بساطت وجود که یکی دیگر از ابداعات ملاعلی است وجود راامری بسیط می داند که فی ذاته جوهر و عرض نیست او علم را هم مانند حقیقت وجود امری واحد و بسیط اما ذو مراتب می داند . در باب حرکت جوهری ملاعلی معتقد است که حرکت در تمام عالم جریان دارد و هر جزء دنیایی متناسب با آخرت خود در حرکت است و تمام موجودات به سمت غایت و کمال خود در حرکت هستند تا هویت آن ها کامل شود و این حرکات ریشه در طبیعت موجودات دارند و از درون آن ها آغاز می شود.این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
مقاله پژوهشی
هادی عبیداوی؛ مصطفی ملکشاهی صفت؛ عبدالعلی شکر
چکیده
مرزبندی بین ماهیت خداوند و مخلوقات او اهمیت ویژهای دارد. بدون این مرزبندی، ممکن است مخلوق، خالق پنداشته شود شاهد این ادعا آن است که مکاتب مختلف فلسفی و کلامی، هرکدام، همدیگر را به پرستش خدایی مخلوق متهم میکنند. و تنها معبود معرفی شده در مکتب خود را خداوند و خالق میدانند. همچنین نداشتن ملاکهایی عقلی و نقلی برای تمیز خالق از ...
بیشتر
مرزبندی بین ماهیت خداوند و مخلوقات او اهمیت ویژهای دارد. بدون این مرزبندی، ممکن است مخلوق، خالق پنداشته شود شاهد این ادعا آن است که مکاتب مختلف فلسفی و کلامی، هرکدام، همدیگر را به پرستش خدایی مخلوق متهم میکنند. و تنها معبود معرفی شده در مکتب خود را خداوند و خالق میدانند. همچنین نداشتن ملاکهایی عقلی و نقلی برای تمیز خالق از مخلوق این امکان را برای انسانهای شرور یا موجودات اهریمنی به وجود میآورد که خود را خداوند معرفی کنند و به نام خداوند بشریت را به بندگی خویش دعوت کنند از این رو در این پژوهش با تکیه بر تحلیل مفهوم تجزیه پذیری و تجزیه ناپذیری، و استشهاد به نقل، برای اولین بار سی و دو ویژگی متناظرِ جهان مخلوق و خداوند خالق استخراج شده است تا خواننده بتواند با در نظر گرفتن این ویژگیها به شیوه برآیندی بین مدعیان خدا پرستی قضاوت کند و خود و دیگران را از انحراف در خداشناسی یا گیر افتادن در عرفانها و فلسفههای دورغین یا مذاهب منحرف همانند وهابیت برهاند.
مقاله پژوهشی
سیده زینب حسینی؛ ابراهیم نوئی
چکیده
اعتقاد به هریک از انحای حسن و قبح میتواند رابطهی عمل، ملکات و معرفت را به شکل متفاوتی تبیین و تحلیل کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که نگاه ملاصدرا به حسن و قبح چه تأثیری بر تبیین وی از رابطهی عمل، ملکات و معرفت دارد؟ هدف تحقیق تبیین و تحلیل دیدگاه صدرا دربارهی مقولهی حسن و قبح است که با روش استنتاجی و رویکرد توصیفی- ...
بیشتر
اعتقاد به هریک از انحای حسن و قبح میتواند رابطهی عمل، ملکات و معرفت را به شکل متفاوتی تبیین و تحلیل کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که نگاه ملاصدرا به حسن و قبح چه تأثیری بر تبیین وی از رابطهی عمل، ملکات و معرفت دارد؟ هدف تحقیق تبیین و تحلیل دیدگاه صدرا دربارهی مقولهی حسن و قبح است که با روش استنتاجی و رویکرد توصیفی- تحلیلی دنبال میگردد. صدرا قایل به تبعیت احکام از مصالح و مفاسد نفس الأمری است. وی صریحا افعال را متّصف به حسن یا قبح کرده و آنها را حَسن و قبیح میداند. از این رو حسن و قبح افعال را به لحاظ وجودشناختی، ذاتی میداند. صدرا حَسن را امری میداند که عقل به آن دعوت نموده و قبیح را امری میداند که عقل از آن منع کند. از این رو صدرا حسن و قبح افعال را به لحاظ معرفتشناختی، عقلی میداند. رابطهی صدرایی عمل، ملکات و معرفت در قوس صعود سلوکی با اعتقاد به حسن و قبح ذاتی در جنبهی وجودشناسی و با اعتقاد به حسن و قبح عقلی در جنبهی معرفتشناسی قابل تبیین است. اعمال که منجر به ملکات و سپس معرفت میشوند، باید دارای حسن و قبح ذاتی باشند. این رابطه با حسن و قبح فاعلی در قوس صعود سلوکی تبیین پذیر است. در قوس نزول سلوکی اعمالی که از نفس انسان صادر میشود، نتیجهی حسن و قبح فاعلی وی است.
مقاله پژوهشی
علیرضا اسعدی
چکیده
قرآنکریم اولین، مهمترین و اصلیترین منبع پژوهش کلامی است. استنباط آموزه های اعتقادی و کلامی از قرآن و به تعبیری منبع بودن قرآن کریم برای علم کلام بر باورهایی در باب قرآن کریم استوار است که آنها را مبانی کلام پژوهی قرآنی می نامیم. الهی و وحیانی بودن، امکان فهم و تفسیر، جامعیت و گستره موضوعی، جاودانگی و جهانی بودن مهم ترین این مبانی ...
بیشتر
قرآنکریم اولین، مهمترین و اصلیترین منبع پژوهش کلامی است. استنباط آموزه های اعتقادی و کلامی از قرآن و به تعبیری منبع بودن قرآن کریم برای علم کلام بر باورهایی در باب قرآن کریم استوار است که آنها را مبانی کلام پژوهی قرآنی می نامیم. الهی و وحیانی بودن، امکان فهم و تفسیر، جامعیت و گستره موضوعی، جاودانگی و جهانی بودن مهم ترین این مبانی اند که دانشمندان اسلامی بدان ها اذعان داشته و با ادله عقلی و نقلی آنها را اثبات کرده اند. اما در سده های اخیر بسیاری از خاورشناسان کوشیده اند برای باورهای اعتقادی و کلامی مسلمانان خاستگاهی بیرونی بیابند و چنین وانمود کنند که اعتقادات مسلمانان فاقد اصالت است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی نشان می دهد که خاورشناسان هر چند قرآن کریم را منبع علم کلام به شمار می آورند اما در مواجهه با این مبانی یا به انکار آنها پرداخته اند و یا آنها را به گونه ای تحلیل و تبیین کرده اند که در نهایت اعتبار آموزه های قرآنی مخدوش گردیده و از این طریق اصالت معارف کلامی و اعتقادی مسلمانان آسیب ببیند.
مقاله پژوهشی
محسن رفعت؛ سیدمحمدعلی حجازی
چکیده
چگونگی رابطه علم و فعل امام از مسائل مهم اعتقادی شیعه است. روایات تاریخی در مواردی(مانند علم برخی ائمه به چگونگی شهادت و در معرض قرار گرفتن برای شهادت) تنافی ظاهری فعل ایشان با برخی احکام مسلّم اسلامی (مانند حرمت قتل نفس) را نتیجه میدهد. عدم جامعیت پژوهشهای موجود برای برونرفت از این تنافی و مخالفت با برخی اصول مسلّم اعتقادی و ...
بیشتر
چگونگی رابطه علم و فعل امام از مسائل مهم اعتقادی شیعه است. روایات تاریخی در مواردی(مانند علم برخی ائمه به چگونگی شهادت و در معرض قرار گرفتن برای شهادت) تنافی ظاهری فعل ایشان با برخی احکام مسلّم اسلامی (مانند حرمت قتل نفس) را نتیجه میدهد. عدم جامعیت پژوهشهای موجود برای برونرفت از این تنافی و مخالفت با برخی اصول مسلّم اعتقادی و فقهی شیعه، دستیابی به نظریه صحیح در موضوع مذکور را ضروری میسازد. تحقیق حاضر برپایه روش توصیفیـ تحلیلی مبتنی بر روایات شیعی در تلاش است براساس رابطه میان مراتب وجودی و علم و فعل امام، تنافی فوقالذکر را رفع نماید. یافتهها نشان میدهد که حل تنافی مذکور به کشف کیفیت تأثیر مراتب وجودی امام بر حکم مترتب بر علم و فعل امام وابسته است. برخلاف اقرار عدّهای که قیام امام حسین(ع) را صرفا بر اساس علم مرتبه نوری و الهی میدانند، صحیح این است که این علم به طرق عادی نیز ثابت شده است، لکن نمیتوان توجیهی را که برای اقدام برخی امامان به شهادت گفته شده است، نسبت به اقدام امام حسین(ع) بیان نمود، یعنی فعل امام از جهت الهی متعلَّق تکلیف نیست و از جهت بشری متعلَّق تکلیف است.
مقاله پژوهشی
علی بابایی؛ منصور عبدالهی؛ عبدالله حسینی اسکندیان
چکیده
امروزه بحث نسبت وجود خدا با جهان آفرینش به عنوان یکی از مسائل مهم و بنیادین در حوزه دینپژوهی قلمداد میشود. شکل گرفتن هر نظریه علمی بر مجموعهای از پیشفرضها استوار است. نظریه معیت وجودی حق تعالی و خلق نیز از این قاعده مستثنی نیست. از دیدگاه غالب متکلمان، در بین اقسام معیت، معیت وجودی حق تعالی و خلق با مبانی خداشناسی برگرفته از ...
بیشتر
امروزه بحث نسبت وجود خدا با جهان آفرینش به عنوان یکی از مسائل مهم و بنیادین در حوزه دینپژوهی قلمداد میشود. شکل گرفتن هر نظریه علمی بر مجموعهای از پیشفرضها استوار است. نظریه معیت وجودی حق تعالی و خلق نیز از این قاعده مستثنی نیست. از دیدگاه غالب متکلمان، در بین اقسام معیت، معیت وجودی حق تعالی و خلق با مبانی خداشناسی برگرفته از نصوص دینی همخوانی ندارد. قاطبه متکلمان اسلامی با نفی معیت علی و معلولی به دلیل مختار بودن حق تعالی و سنخیت و ضرورت که از لوزم جدانشدنی علت و معلول است، امکان تخلف معلول از علت تامه را ممکن دانستهاند و با پذیرش اشتراک لفظی وجود و تبیین خلق از لامن شیء و با استناد به آیات و روایات و حدوث زمانی عالم و بر تمایز وجودی حق تعالی با مخلوقات صحه میگذارند. از منظر متکلمان رابطه جهان به عنوان مخلوق با خدا رابطه تغایر و تباین است و بین آن دو سنخیتی نیست و خدا موجودی متباین از موجودات دیگر است. بنابراین، متکلمان به جای معیت وجودی معیت علمی را مطرح میکنند و آیات و روایات مبتنی بر معیت را به معیت علمی تفسیر میکنند. در این مقاله سعی بر این است تا دلایل و مبانی کلامی متکلمان را در باب معیت حق تعالی با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قراردهیم. معیت وجودی خالق و مخلوق نیازمند ظرف وجودی مشترکی است که بر مبنای آرای متکلمان اسلامی این ظرف وجودی مشترک تبیین نمیشود و به جای آن بر معیت علمی حق با خلق تأکید میشود.
مقاله پژوهشی
علی قدردان قراملکی
چکیده
نفسشناسی از جمله مسائلی است که از قدیم الایام ذهن بشر را درگیر خود کرده است. تجرد و جسمانیت نفس یکی از مسائل نفسشناسی است. دیدگاه جسمانیت نفس با رهیافتهای مختلفی از سوی اندیشمندان مادی و بیشتر متکلمان مطرح شده است. یکی از این رهیافتها جسمانیت لطیف نفس است که در عصر حاضر با اقبال متفکران تفکیکی روبهرو شده است. این تحقیق در صدد ...
بیشتر
نفسشناسی از جمله مسائلی است که از قدیم الایام ذهن بشر را درگیر خود کرده است. تجرد و جسمانیت نفس یکی از مسائل نفسشناسی است. دیدگاه جسمانیت نفس با رهیافتهای مختلفی از سوی اندیشمندان مادی و بیشتر متکلمان مطرح شده است. یکی از این رهیافتها جسمانیت لطیف نفس است که در عصر حاضر با اقبال متفکران تفکیکی روبهرو شده است. این تحقیق در صدد تبیین فلسفه جسم لطیف انگاری نفس است که چرا و به چه انگیزهای نفس اولا جسم و مادی و ثانیا لطیف و متفاوت از اجسام عادی تلقی شده است و پس از تبیین به ارزیابی و تحلیل این مسأله پرداخته است. با توجه به اقبال اندیشمندان تفکیکی به نظریه جسمانیت لطیف نفس، این تحقیق با محوریت آراء این متفکران به تحلیل مسأله پرداخته است. برای نیل به این هدف، در این تحقیق مسأله محور، اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق مطالعه کتابخانهای و به خصوص در آثار تفکیکیان اصطیاد شده و سپس با ارزیابی و تأملات عقلی و نقلی به تحلیل مسأله پرداخته شده است. در این تحقیق روشن شد که فلسفههای سلبی نظیر «مردود انگاری تجرد نفس» و «مردود انگاری جسم کثیف بودن نفس» و فلسفههای اثباتی که در دو قسم «ادله معرفتی» و «عوامل غیر معرفتی» تحلیل پذیرند، منشأ تمایل به جسمانیت لطیف نفس شده است. نگارنده با تأمل در این فلسفهها به نقد آنها پرداخته و معتقد است که این فلسفهها برای جسم لطیف انگاری نفس کافی نیستند.
مقاله پژوهشی
عین الله خادمی؛ عبدالله صلواتی؛ حسن مومنی میوله
چکیده
برهان امکان و وجوب ابنسینا، یکی از براهین وجودی در اثبات وجود خدا است که در دو ساحت وجود ذهنی و عینی مطرح شده است. این برهان شامل سه بخش و سه سیر فلسفی است که در آن حرکت از عین شروع و به ذهن رسیده و در ادامه به عین خاتمه مییابد و بدین وسیله واجبالوجود اثبات میشود. وی قائل به ارتباط و مطابقت دوسویه بین ذهن و عین است و فقط از این منظر ...
بیشتر
برهان امکان و وجوب ابنسینا، یکی از براهین وجودی در اثبات وجود خدا است که در دو ساحت وجود ذهنی و عینی مطرح شده است. این برهان شامل سه بخش و سه سیر فلسفی است که در آن حرکت از عین شروع و به ذهن رسیده و در ادامه به عین خاتمه مییابد و بدین وسیله واجبالوجود اثبات میشود. وی قائل به ارتباط و مطابقت دوسویه بین ذهن و عین است و فقط از این منظر است که میتوان برهان امکان و وجوب را تحلیل کرد، وگرنه نقدهای جدی بر آن وارد است. سوال اصلی این است که با توجه به دو ساحتی بودن برهان و بحث مطابقت بین ذهن و عین، آیا میتوانیم آن را مقرون به صحت بدانیم و برای ما یقینآور است؟ به زعم نگارندگان با توجه به اینکه شیخ قائل به دو صنف موجودات(ممکنالوجود و واجبالوجود) است و دو ساحتی بودن وجود ذهنی و عینی، بر اساس حصر عقلی چهار نوع پدیده موجود خواهد بود و با کمک از بحث مطابقت بین عین و ذهن، هشت نوع ارتباط به دست خواهد آمد که در نهایت برهان امکان و وجوب در دو ارتباط ساری و جاری خواهد بود و در این دو ارتباط میتوان به یقین دست یافت.
مقاله پژوهشی
فرانک بهمنی
چکیده
مقدمه: مهمترین وظیفۀ علم کلام تحکیم آموزههای دینی در افراد، برای نیل آنان به قرب الهی است. یکی از روشهای موثر برای رسیدن به این هدف، تبیین کارکردهای آموزههای دینی و بیان نتایج استفاده از راهبردهای آن در زندگی فردی و اجتماعی است که موجب یکی شدن دین با ضرورتها و نیازهای افراد میگردد؛ سلامت روان اولین و مهمترین ضرورت و نیاز در ...
بیشتر
مقدمه: مهمترین وظیفۀ علم کلام تحکیم آموزههای دینی در افراد، برای نیل آنان به قرب الهی است. یکی از روشهای موثر برای رسیدن به این هدف، تبیین کارکردهای آموزههای دینی و بیان نتایج استفاده از راهبردهای آن در زندگی فردی و اجتماعی است که موجب یکی شدن دین با ضرورتها و نیازهای افراد میگردد؛ سلامت روان اولین و مهمترین ضرورت و نیاز در زندگی انسان است که بهرهمندی و بهرهبرداری از سایر تواناییها را برای انسان ممکن میسازد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهبردهای دین برای کسب و محافظت از سلامت روان، به واکاوی آموزههای دینی پرداخته-است. روش: پژوهش به روش تحلیل مضمون صورت گرفته بنابراین ابتدا آموزههای دینی، استقصاء و استخراج شدهاند سپس با رویکردی سلامت محور، تحلیل مضمون صورتگرفتهاست. یافتهها: از هفتاد و دو مضمون پایه، پانزده مضمون پیش سازماندهندۀ ثانویه بدست آمد، با ادغام مولفهها، ابعاد هفتگانۀ (مضامین پیش سازماندهندۀ اولیه): خودشناسی، خداشناسی، شناخت رابطۀ انسان و خداوند، غایت شناسی، وظیفه شناسی، التزام به افعال سلامت آفرین، التزام به ترک افعال مخل سلامت استنتاج شد. نتیجهگیری: راهبردهای مبتنی بر آموزههای دینی برای کسب و حفظ سلامت روان در دو گروه راهبردهای شناختی و راهبردهای رفتاری قراردارند. دو دسته راهبرد با رابطۀ عموم و خصوص مطلق، هر کدام موجب تقویت و تثبیت دیگری میگردد.
مقاله پژوهشی
علیرضا آل بویه؛ علی بهاری؛ سید محمود موسوی
چکیده
اختفای الاهی چالشی نوپدید در فلسفه دین است. به طور خلاصه باورمندان به این دیدگاه میگویند اگر خدایی وجود داشته باشد باید خود را از چشم انسانها پنهان نکند و به گونهای روشن باشد که آدمیان بتوانند با او ارتباط برقرار کنند. اگر خدا وجود دارد و هدایتگر بشر است چرا خود را از چشم انسانها پنهان کرده و یا حداقل نشانههای بیشتری از حضور خودش ...
بیشتر
اختفای الاهی چالشی نوپدید در فلسفه دین است. به طور خلاصه باورمندان به این دیدگاه میگویند اگر خدایی وجود داشته باشد باید خود را از چشم انسانها پنهان نکند و به گونهای روشن باشد که آدمیان بتوانند با او ارتباط برقرار کنند. اگر خدا وجود دارد و هدایتگر بشر است چرا خود را از چشم انسانها پنهان کرده و یا حداقل نشانههای بیشتری از حضور خودش را در اختیار آدمیان نگذاشته است؟ آیا ممکن نبود ما قرائن بیشتری از وجود و حضور خدا و نیز صحت گزارههای دینی در اختیار داشته باشیم تا دیگر کسی نتواند مدعی شود در پی یافتن حقانیت دین بوده و موفق نشده است؟ آیا ممکن نبود ما گزینههایی مثل دیدن عالم برزخ، ارتباط با ارواح پس از مرگ و گفتوگو با اولیای دین را به صورت گستردهتر از اکنون در اختیار داشته باشیم تا شک و شبهه دینیمان از میان برود و یقینمان زیادتر شود؟ چگونه میتوان «اختفای الاهی» را با هدایتگری او کنار هم گذاشت؟ آیا میتوان آن دو را با هم جمع کرد و به دام تعارض هم نیفتاد؟ در این مقاله به روش توصیفی، تحلیلی تعارض هدایتگری خداوند و اختفای او بررسی شده و برای حل مشکل اختفاء، هدایتگری او به دو صورت «لازم» و «ممکن» تفسیر شده است.