مقاله پژوهشی
سعید فامیل دردشتی؛ علیرضا کهنسال؛ سیدمرتضی حسینی
چکیده
هدف این نوشتار آن است که با تحلیل و تبیین اصل «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» به کارکرد این اصل در تبیین مؤلفههای توحید ذاتی بپردازد. «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» که منطبق بر وجود واجبتعالی است، بدین معناست که حقیقت وجود یا همان واجبتعالی، مقید، متحیث و مشروط به هیچ قید، حیثیت و شرطی نمیباشد و «مطلق علی الاطلاق» است. «عدم ...
بیشتر
هدف این نوشتار آن است که با تحلیل و تبیین اصل «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» به کارکرد این اصل در تبیین مؤلفههای توحید ذاتی بپردازد. «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» که منطبق بر وجود واجبتعالی است، بدین معناست که حقیقت وجود یا همان واجبتعالی، مقید، متحیث و مشروط به هیچ قید، حیثیت و شرطی نمیباشد و «مطلق علی الاطلاق» است. «عدم تناهی و اطلاق وجودی حقیقت وجود»؛ «معیت قیومیۀ حقیقت وجود با مظاهر خود»؛ «کل الکمال بودن حقیقت وجود»؛ «کل الکمال بودن مظاهر حقیقت وجود» و «تحقق وحدت اتصالی در ساحت هستی» همگی از لوازم پذیرش «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» میباشند. اصل «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» و لوازم آن نقش مهمی در تبیین و اثبات مؤلفههای توحید ذاتی از جمله مؤلفۀ «اثبات استقلال محض ذات واجبتعالی»؛ مؤلفۀ «اثبات عدم تناهی ذات واجبتعالی» مؤلفۀ «نفی استقلال وجودی از ماسوی الله» و مؤلفۀ «تبیین نحوۀ وجود کثرات در فرض نامتناهی بودن ذات واجبتعالی» ایفاء مینمایند. بر این اساس ادعا بر این است که اثبات و تبیین دقیق «توحید ذاتی» آنگونه که مدّ نظر محققین از عرفا و حکما میباشد، تنها با کاربست «ضرورت ازلیۀ حقیقت وجود» و لوازم آن میسر و ممکن خواهد بود.
مقاله پژوهشی
ابراهیم رستمی؛ عبدالله غلامی؛ سید روح اله دهقان باغی
چکیده
فهم کیفیت جاودانگی یکی از دغدغه های محققین علم کلام و فلسفه است. بدون تردید تحلیل حقیقت معاد مبتنی بر هستی شناسی حقیقت وجود آدمی است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی،درصدد فهم کیفیت جاودانگی بر اساس هستی شناسی حقیقت انسان است. ملحدانی که انسان را موجودی صرفاً عنصری دانسته، منکر وجود معاد بوده اما موحّدانی که اعتقادی به وجود روح برای انسان ...
بیشتر
فهم کیفیت جاودانگی یکی از دغدغه های محققین علم کلام و فلسفه است. بدون تردید تحلیل حقیقت معاد مبتنی بر هستی شناسی حقیقت وجود آدمی است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی،درصدد فهم کیفیت جاودانگی بر اساس هستی شناسی حقیقت انسان است. ملحدانی که انسان را موجودی صرفاً عنصری دانسته، منکر وجود معاد بوده اما موحّدانی که اعتقادی به وجود روح برای انسان ندارند، معاد را فقط جسمانی می دانند. گروهی که انسان را مرکب از بدن عنصری و نفس می دانند، به معاد جسمانی ـ روحانی اعتقاد داشته امّا در کیفیت جسمانیت دچار اختلاف شدند، برخی بر عینیّت اجزاء خاکی استدلال کردند و برخی بر مثلیّت اجزاء عنصری تأکید کردند. نگارنده با تحلیل حقیقت انسان به مثابه ی موجودی مرکب از بدن عنصری، بدن جسمانی و نفس، بیان نموده است که پیدایش انسان به این صورت است که در سیر حرکت جوهری، جوهر جسمانی به مرتبه نفس انسانی رسیده است و ترکیب جوهر جسمانی با نفس، ترکیب اتحادی است و بدن اصلی انسان همان بدن جسمانی است و این بدن عنصری ، ظهور آن بدن جسمانی است و حقیقتاً جزء وجود آدمی نیست ، از این رو معاد روحانی ـ جسمانی است اما جرمانی و عنصری نیست. و در ادامه به وجوه اشتراک و افتراق دیدگاه مختار با رأی صدرالمتألهین شیرازی پرداخته شده است.
مقاله پژوهشی
محمدحسین کیانی
چکیده
نظریه تجلی همچون بنیادی برای مشروعیتبخشی به رهبران دینی-معنوی حائز اهمیت است. از اینرو مسئله مقاله حاضر، تحلیل دو قرائت از نظریه تجلی در فرقه بهاییت و معنویت سای بابا است و اینکه این دو خوانش تا چهاندازه از اعتبار برخوردار هستند؟ یافتههای پژوهش که با رویکرد کتابخانهای و به شیوه تحلیلی–انتقادی به دست آمده؛ متضمن این ...
بیشتر
نظریه تجلی همچون بنیادی برای مشروعیتبخشی به رهبران دینی-معنوی حائز اهمیت است. از اینرو مسئله مقاله حاضر، تحلیل دو قرائت از نظریه تجلی در فرقه بهاییت و معنویت سای بابا است و اینکه این دو خوانش تا چهاندازه از اعتبار برخوردار هستند؟ یافتههای پژوهش که با رویکرد کتابخانهای و به شیوه تحلیلی–انتقادی به دست آمده؛ متضمن این معنا است که هر چند «مظهریت» نزد بهاییان مرتبهای همانند حقیقت نبوت دارد و تمامی پیامبران پیشین بهعنوان جلوههای الاهی قلمداد میشوند و بها الله نیز بهمنزله جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین است و از سوی دیگر، در معنویت سای بابا نیز ابراز میشود که وی بهمنزله یکی از آواتارها یا تجلیهای ویشنو است و نقش یک منجی بزرگ را ایفا کرده که در سه جسم متفاوت ظهور خواهد کرد. لکن، هر دو خوانش قائل بهنوعی اتحاد و حلول فرد انسانی با خداوند میشوند. حال آنکه حلول تنها برای اجسام و اعراض ممکن است، در حالی که خدا نه جسم است نه عرض. ضمن آنکه اتحاد دو امر متفاوت محال است؛ زیرا اتحاد دو چیز که اختلافشان ذاتی و زایل نشدنی است، غیرقابل تصور و مستلزم تناقض است. از طرف دیگر، نظریه تجلی در اندیشه آنها با مسئله تناسخ مرتبط میشود.
مقاله پژوهشی
علی غضنفری؛ علی خلجی
چکیده
تقویت معنویت از جمله آرمانهای اولیه بشری در تمام و آیینها و نیز ادیان ابراهیمی است. این مهم در آخرین دین الهی و قرآنکریم به شیوههای مختلف مطرح شده است. این مقاله به بررسی تحلیلی مفهوم توحید افعالی در پرتو آیات قرآنکریم و تبیین نقش بنیادین آن در تقویت و ارتقای فضائل معنوی کلیدی همچون توکل، صبر و عدل در انسان میپردازد. هدف پژوهش، ...
بیشتر
تقویت معنویت از جمله آرمانهای اولیه بشری در تمام و آیینها و نیز ادیان ابراهیمی است. این مهم در آخرین دین الهی و قرآنکریم به شیوههای مختلف مطرح شده است. این مقاله به بررسی تحلیلی مفهوم توحید افعالی در پرتو آیات قرآنکریم و تبیین نقش بنیادین آن در تقویت و ارتقای فضائل معنوی کلیدی همچون توکل، صبر و عدل در انسان میپردازد. هدف پژوهش، روشن ساختن چگونگی تاثیر این اصل اعتقادی بر شکلدهی به شخصیت معنوی فرد و هدایت او به سوی زندگی مبتنی بر آرامش، اعتماد و استقامت در برابر مشیت الهی است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، با استخراج و دستهبندی آیات مرتبط با توحید افعالی و اقسام آن از قبیل توحید حاکمیت، خالقیت، رازقیت، شفاعت، ربوبیت، مالکیت و ولایت، به تحلیل این آموزهها و ارتباط میان آنها پرداخته است. بدین منظور از تفاسیر معتبر و منابع روایی برای تبیین عمیقتر مفاهیم استفاده شده است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که توحید افعالی، به معنای یگانگی خداوند در تدبیر و اجرای همه امور، زیربنای اصلی فضائل سه گانه مورد بحث است. درک اینکه تمام وقایع، چه خیر و چه شر، با اذن و اراده الهی رخ میدهند، بستر ساز توکل حقیقی بر خداوند میشود؛ چرا که انسان تمام امور را به کارگزار مطلق و حکیم واگذار میکند. همچنین، این باور، توانایی صبر در برابر سختیها و ناملایمات زندگی با علم به اینکه همه چیز در جهت حکمت الهی است، افزایش میدهد. علاوه بر این، توحید افعالی، مبنای فهم صحیح از عدل الهی است؛ زیرا وقتی تمام افعال به خدا نسبت داده میشوند، قضاوتها و اعمال او عین عدل و حکمت تلقی میگردد و این درک، فرد را به سوی رعایت عدل در روابط انسانی سوق میدهد.
مقاله پژوهشی
کاوس روحی برندق؛ فاطمه سیفعلی ئی
چکیده
صفات خبری یکی از مسائل چالشبرانگیز در الهیات اسلامی است که همواره مورد توجه مفسران بوده و بحثهای مفصلی را در کتب تفسیری به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت مفهوم صفت خبری «غضب» و تفاوت آن با معنای انسانیاش با رویکردی لغوی و تفسیری و با روش تحلیلی_تطبیقی به بررسی مفهوم «غضب» در آیات قرآن پرداخته است. بررسی ...
بیشتر
صفات خبری یکی از مسائل چالشبرانگیز در الهیات اسلامی است که همواره مورد توجه مفسران بوده و بحثهای مفصلی را در کتب تفسیری به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت مفهوم صفت خبری «غضب» و تفاوت آن با معنای انسانیاش با رویکردی لغوی و تفسیری و با روش تحلیلی_تطبیقی به بررسی مفهوم «غضب» در آیات قرآن پرداخته است. بررسی واژه غضب نزد واژهپژوهان، تحلیل آیات مشتمل بر واژه «غضب» در قرآن کریم و واکاوی دیدگاه مهمترین مفسران تحلیلی فریقین از طبری تا طباطبایی از میان همه فرقههای کلامی بیانگر این مطلب است که «غضب» نزد اغلب مفسران به معنای اراده و انزال بلا، عقوبت، نقمت، سخط، عذاب، انتقام، اضرار و اصابت مکروه است. ذلت دنیا و آخرت، لعنت و استحقاق طرد و دوری از رحمت، محرومیت از عنایت، قهر و حجب از دیگر معانی مقبول مطرح شده توسط مفسران است. اما دیدگاه جامع و فراگیر که همه دیدگاههای دیگر را پوشش داده و گویای معنایی مناسب با جایگاه کبریایی خداوند و عدل و حکمت بینظیر او باشد «قهر فعلی خداوند» است که تجلی اراده حکیمانه او برای مقابله با فساد و گناه و قابل انطباق بر سایر آیات است و میتوان با آن همه آیات غضب را متناسب با سیاق و بزرگی گناه فاعلش معنا نمود.
مقاله پژوهشی
علی بابایی؛ ناصر فروهی؛ مریم قلی پور
چکیده
مسئله بساطت حق تعالی از زمرهی مهمترین مباحث الهیاتی و معرفتی در اندیشه اسلامی بوده و پایه بحث در باب بسیاری دیگر از موضوعات از جمله توحید، صفات و افعال الهی است. در الهیات اسلامی هم متکلمان و هم فلاسفه در آثار خود بحثهای جامعی در این راستا ترتیب داده و به تبیین و اثبات بساطت حق تعالی پرداختهاند. در این بین، حکیم زنوزی با بهرهگیری ...
بیشتر
مسئله بساطت حق تعالی از زمرهی مهمترین مباحث الهیاتی و معرفتی در اندیشه اسلامی بوده و پایه بحث در باب بسیاری دیگر از موضوعات از جمله توحید، صفات و افعال الهی است. در الهیات اسلامی هم متکلمان و هم فلاسفه در آثار خود بحثهای جامعی در این راستا ترتیب داده و به تبیین و اثبات بساطت حق تعالی پرداختهاند. در این بین، حکیم زنوزی با بهرهگیری از آموزههای حکمت متعالیه و بر مبنای اصالت وجود به بحث در اینباره پرداخته و کمال توحید و یقین کامل به وحدانیت خداوند را مشروط به نفی مطلق هرگونه کثرت از ذات الهی دانسته و در این راستا، بساطت را به معنای عدم ترکیب و تجزیهناپذیری در نظر داشته است. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر این است تا به بررسی مسئله بساطت ذات الهی از منظر حکیم زنوزی پرداخته شود و تبیین و تحلیل وی و همچنین ادله وی در اثبات این مسئله مورد واکاوی قرار گیرد و نهایتاً ارتباط این مسئله با دیگر مسائل الهی و فلسفی از منظر وی روشن گردد. از منظر حکیم زنوزی، تمام کمالات و وجدانات موجود در مراتب مختلف وجود امکانی، به نحو کامل و جامع در مقام وجوب وجود حضور دارند. این حضور، به صورت بساطت و وحدت بىشائبۀ کثرت است؛ بدینمعنا که این وجدانات، در ذات بسیط الهی، بدون هیچگونه کثرت و تفرقی، جمع شدهاند.
مقاله پژوهشی
رهام شرف؛ مرتضی حسین زاده
چکیده
این پژوهش به بررسی تطبیقی رویکرد سورن کییرکگور (از سنت مسیحی) و خواجه نصیرالدین طوسی (از سنت اسلامی) نسبت به مسئله کلاسیک رابطه عقل و ایمان میپردازد. کییرکگور، با تأکید بر ماهیت پارادوکسیکال و شخصی ایمان و طرح مفاهیمی چون «جهش ایمانی» و «تعلیق امر اخلاقی»، ایمان را در ساحتی فراتر و گاه متعارض با عقل تعریف میکند. از دیدگاه ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی تطبیقی رویکرد سورن کییرکگور (از سنت مسیحی) و خواجه نصیرالدین طوسی (از سنت اسلامی) نسبت به مسئله کلاسیک رابطه عقل و ایمان میپردازد. کییرکگور، با تأکید بر ماهیت پارادوکسیکال و شخصی ایمان و طرح مفاهیمی چون «جهش ایمانی» و «تعلیق امر اخلاقی»، ایمان را در ساحتی فراتر و گاه متعارض با عقل تعریف میکند. از دیدگاه او، ایمان حقیقی مستلزم پذیرش پارادوکس (مانند تجسد) و عبور از مرزهای عقلانیت است. در مقابل، خواجه نصیرالدین طوسی با تکیه بر سنت فلسفی-کلامی اسلام، بر سازگاری ذاتی و هماهنگی میان عقل صحیح و نقل صریح (وحی) تأکید میورزد و حقیقت واحد را محصول همکاری این دو منبع معرفتی میداند. این مطالعه با روش تحلیلی-تطبیقی نشان میدهد که این تفاوتهای بنیادین ریشه در مبانی الهیاتی (پارادوکس در مسیحیت در مقابل وحدت حقیقت در اسلام)، انسانشناسی فلسفی (تأکید بر فردیت و انتخاب در برابر تأکید بر هماهنگی کلی قوا) و نقش اجتماعی دین دارد. همچنین، نقدهایی بر یکسویهنگری هر دو رویکرد وارد است؛ از جمله تأثیرپذیری کییرکگور از آموزههای خاص مسیحی و غفلت نسبی از وجوه عقلانی ایمان، و امکان تفسیر عقلبنیاد طوسی به صورتی که تجربه وجودی و فردی مؤمن را به حاشیه براند. در نتیجه، این پژوهش نشان میدهد که دیدگاههای این دو متفکر نه تنها نماینده دو سنت بزرگ فکری هستند، بلکه در کنار یکدیگر میتوانند درکی جامعتر و پویاتر از پیچیدگی رابطه دیالکتیکی عقل و ایمان ارائه دهند، امری که برای مواجهه با چالشهای ایمانی در جهان معاصر ضروری به نظر میرسد.
مقاله پژوهشی
علینقی لزگی؛ جلال ترکاشوند؛ علی وکیلی
چکیده
فریضه امر به معروف و نهی از منکر یکی از بنیادیترین آموزههای عملی در اندیشه اسلامی است که در عین برخورداری از جایگاه فقهی، ریشه در مبانی کلامی مکاتب مختلف دارد. مقاله حاضر با هدف تبیین و تحلیل تطبیقی دیدگاههای پنج مکتب مهم اسلامی (خوارج، اهل حدیث، معتزله، مرجئه و امامیه) در باب این فریضه، به واکاوی تأثیر تلقیهای متفاوت از چیستی ...
بیشتر
فریضه امر به معروف و نهی از منکر یکی از بنیادیترین آموزههای عملی در اندیشه اسلامی است که در عین برخورداری از جایگاه فقهی، ریشه در مبانی کلامی مکاتب مختلف دارد. مقاله حاضر با هدف تبیین و تحلیل تطبیقی دیدگاههای پنج مکتب مهم اسلامی (خوارج، اهل حدیث، معتزله، مرجئه و امامیه) در باب این فریضه، به واکاوی تأثیر تلقیهای متفاوت از چیستی ایمان بر گستره، شرایط و شیوههای اجرای آن میپردازد. پرسش اصلی آن است که چگونه تفاوت در تعریف ایمان، زمینهساز رویکردهای متنوع و گاه متضاد نسبت به این فریضه در ساحتهای فردی، اجتماعی و حکومتی شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع اصیل کلامی و فقهی مکاتب اسلامی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مکاتبی چون خوارج و معتزله با تلقی از ایمان بهمثابه التزام عملی، بر اجبار و اجرای گسترده این فریضه تأکید داشتهاند؛ درحالیکه مرجئه با فروکاستن ایمان به امری قلبی، اجرای آن را امری غیراجباری و فردی دانستهاند. اهل حدیث نیز با پایبندی به ظاهر متون روایی، نگاهی محدود و غیراقتضایی به این فریضه داشتهاند. در این میان، مکتب امامیه با تعریف ایمان بهعنوان مقامی کمالی و متدرج و تمییز آن از مفهوم اسلام، امکان تلفیق میان ایمان قلبی و التزام عملی را فراهم ساخته و با تأکید بر شرایط، مراتب و مصالح، رویکردی عقلانی، واقعگرایانه و جامع به این فریضه ارائه داده است.
مقاله پژوهشی
مهشید کرمی؛ فتحیه فتاحی زاده
چکیده
دستیابی به هر هدفی نیازمند شناخت سه چیز است: سیرکننده، مسیر و هدف. رسیدن به نقطه حقیقت هستی نیز از این قاعده مستثنی نیست و سیرکننده یا سالکِ طریق حق باید شناخت جامعی نسبت به خود داشتهباشد. نظر به اینکه روح، حقیقت وجودی سالکِ سائر است، حرکت در مسیر بندگی بدون معرفتِ روح ممکن نیست. یکی از منابع شناخت روح، مراجعه به قرآن کریم و بررسی دلالی ...
بیشتر
دستیابی به هر هدفی نیازمند شناخت سه چیز است: سیرکننده، مسیر و هدف. رسیدن به نقطه حقیقت هستی نیز از این قاعده مستثنی نیست و سیرکننده یا سالکِ طریق حق باید شناخت جامعی نسبت به خود داشتهباشد. نظر به اینکه روح، حقیقت وجودی سالکِ سائر است، حرکت در مسیر بندگی بدون معرفتِ روح ممکن نیست. یکی از منابع شناخت روح، مراجعه به قرآن کریم و بررسی دلالی واژه روح در آیات است. این واژه در شکلهای مختلف «روح دمیدهشده در عموم بشر»، «روح الایمان»، «روحی که بر انبیاء القا میشود» و «روح نازل شده در شب قدر» در قرآن به کار رفتهاست. از آن جایی که روح دمیدهشده در عموم بشر شناختهشدهتر است، مفسران در معنای انواع دیگر روح دست به تأویل زدند؛ لیکن علامه طباطبایی روح را امری واحد عینی میداند که در ظرفیتهای گوناگون جلوههای متعدد مییابد. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی ضمن بررسی معنایی روح منتسب به امر در آیات قرآن کریم وارائه دیدگاه صحیح در این باره، آثار حاصل از این انتساب را نیز توضیح میدهد. از جمله دستاوردهای پژوهش حاضر این است که: تأویل روح به معنای حیاتبخشی و امثال آن صحیح نیست، بلکه روح در آیات گوناگون از وجود عینی ذومراتب برخوردار است؛ بدینصورت که روح مطلق نازل شده در شب قدر بالاترین مرتبه ارواح است و دیگر مراتب روح از آن نشأت میگیرند. همچنین از بررسی پیوند روح با امر در آیات قرآن، ویژگیهای تجرد، ثبات، فعلیت و بساطت برای روح قابل استنباط است.
مقاله پژوهشی
قدرت اله قربانی؛ خلیل رحیمی زاده
چکیده
هانس کونگ یکی از متفکران و الهیدانان کاتولیک است که به صلح جهان از رهگذر صلح ادیان اندیشیده است. از دید او صلح ملتها بدون صلح ادیان آنها ممکن نیست. صلح ادیان نیز بدون گفتگو و تفاهم ممکن نیست و گفتگو نیز بدون اخلاق جهانی محقق شدنی نیست. بنابراین، صلح جهانی و بقای بشر به اخلاق جهانی گره خورده است. کونگ در جستجوی اشتراکاتی در درون ادیان ...
بیشتر
هانس کونگ یکی از متفکران و الهیدانان کاتولیک است که به صلح جهان از رهگذر صلح ادیان اندیشیده است. از دید او صلح ملتها بدون صلح ادیان آنها ممکن نیست. صلح ادیان نیز بدون گفتگو و تفاهم ممکن نیست و گفتگو نیز بدون اخلاق جهانی محقق شدنی نیست. بنابراین، صلح جهانی و بقای بشر به اخلاق جهانی گره خورده است. کونگ در جستجوی اشتراکاتی در درون ادیان است تا به تقویت ایده خود بپردازد، اگرچه به صورت مسبوط آنها را دستهبندی نکرده است. تمرکز ژرفکاوانه وی بر اخلاق جهانی و جایگاه آن در گفتگوی ادیان و آشتی میان دینداران و غیردینداران متمرکز شده است. در این زمینه، تنها اخلاق نیست که میتواند پایگاهی برای گفتگوی ادیان قرار گیرد. علاوه بر اخلاق، برخی اصول مشترک اعتقادی در خود ادیان وجود دارد که میتواند مبنای گفتگوی ادیان واقع شود. پرسش از مؤلفههای گفتگوی ادیان درواقع جستجوی برخی اصول اعتقادی در ادیان را پی میجوید. برخی از این اصول در دو دسته کلیاند، شامل اصول فکری واعتقادی مشترک و اصول عملی مشترک هستند. مهمترین اصول فکری/اعتقادی مشترک در بیشتر ادیان جهان عبارتند از: اصل آغاز (خدا)، اصل انجام (معاد)، مسأله جهان (آفرینش)، مسأله پیشوایان دینی (نبوت)، فرشتگان (موجودات روحانی عالم)، و متون مقدس. اصول عملی نیز عبارتند از: یکی اینکه شرایع شامل سه بخش میشوند: احکام و قوانین، آیینها و مناسک، و دعاها و نیایشها. و دیگری اخلاق جهانی. از دید کونگ، اخلاق جهانی وسیعترین بنیاد برای گفتگوی ادیان است که حتی شامل غیردینداران هم میشود و آنان را به مشارکت در ساختن صلح و آینده نوین فرامیخواند. پیامدهای حاصل از گفتگو نیز امری مهم و ارزنده است که نتایج و الزامات وسیعی را در پی خواهد داشت. پیامدهای گفتگوی ادیان این است که بشریت میتواند مسئولیتهای بزرگ دینیاش را بهتر ادا کند و نیکوتر به سعادت اُخروی نایل آید؛
مقاله پژوهشی
نورمحمد انصاری؛ مهدی لک زایی
چکیده
چکیدهبیان تقسیمبندیهای تصویر، مدل، مفهوم و نظریه برای فهم روش الاهیاتی مکفیگ اساسی میباشند. مکفیگ، تصویر، مدل، مفهوم و نظریه را بهمنزله مرحلهای در فرآیند ایجاد زبان درباره خداوند معرفی میکند. تصویر نمونه خاص پیشنهادشده بهمنزله وسیلهای برای تفسیر الاهیاتی میباشد که در ارتباط با کلام و سخن خدا و مدل تعدادی تصاویر ...
بیشتر
چکیدهبیان تقسیمبندیهای تصویر، مدل، مفهوم و نظریه برای فهم روش الاهیاتی مکفیگ اساسی میباشند. مکفیگ، تصویر، مدل، مفهوم و نظریه را بهمنزله مرحلهای در فرآیند ایجاد زبان درباره خداوند معرفی میکند. تصویر نمونه خاص پیشنهادشده بهمنزله وسیلهای برای تفسیر الاهیاتی میباشد که در ارتباط با کلام و سخن خدا و مدل تعدادی تصاویر عمومیتیافته را شکل میدهد. بعلاوه کل سیستم تصاویر، مدل و مفاهیم میتوانند با هم و با دیگر مدلها، مرتبط شوند و سیستم به دامنه وسیعتری از موضوعات در سطح نظریه، به کار برده شود. اگرچه، مکفیگ، این فرآیند را بهصورت عمومیتر به کار میبرد که صورت خاص تفسیر زبان در مورد خدا را ازقبل ترک و رویکردی را در دیگر حوزهها اعمال میکند اما او مرجع خاص کمی را برای این فرآیند ایجاد می-نماید. دستهبندیهای چهارگانه و بخصوص تصویر و مدل بسط داده شده و اصطلاحات تصویر، مدل، مفهوم و نظریه، جایگزین هستند که نقشها و عملکردهای ویژه را مطابق با طرح روششناختی وی نشان میدهند. آنها بیشتر به نقشهایی در یک بازی، شبیه هستند که ممکن است توسط تعداد مختلفی از بازیگران اجرا شود. در این نوشتار هریک از تقسیمبندیهای اساسی و چگونگی بکارگیری مکفیگ از این تقسیمبندیها را در الاهیات وی و در ارتباط با فهم الاهیات استعاری و سنت مسیحی، مورد بررسی قرار داده تا هدف و کاربرد آنها را ازنظر مکفیگ مشخص نموده که نهتنها اهداف وی بهمنزله ماهیت هریک را در نظر میگیرد بلکه چگونگی بیان او که باید بههم مرتبط باشند را نیز نشان میدهد.